كارن آرمسترانگ ( مترجم : كيانوش حشمتى )

131

زندگينامه محمد ( ص ) ( فارسي )

نمايند . آثار خداوند براى كسانى است كه « تعقل مىكنند » ، براى كسانى است كه « درك مىكنند » : مسلمانان وظيفه دارند كه به جستجوى آثار خداوند در طبيعت پرداخته و آنها را به دقت مورد بررسى و آزمايش قرار دهند . 20 اين توصيه‌ها باعث گرديد تا مسلمانان به اشاعه فرهنگ كاووش و تحقيق پرداخته و طى چند قرن به درجات بالاى علوم طبيعى و رياضيات دست يابند . در سنت اسلامى هيچگاه تضادى بين علوم عقلى و دين موجود نبوده است ، درحالىكه اكتشافات ليل و داروين در قرن نوزدهم كل زيربناى فكرى دنياى مسيحيت را به زير سؤال برده و آن را به لرزه درآورد . حتى بعضى از فرق متعصب مذهب شيعه ، از علوم طبيعى و رياضيات به عنوان وسيله‌اى براى رسيدن به تفكرات روشن‌تر و عميق‌تر دينى بهره جستند . بنابراين ، زمانى كه محمد ( ص ) از قريش خواست تا نزول وحى به او را قبول كنند ، در حقيقت ، درخواست او از آنان اين نبود كه يك سلسله دستورات از پيش تعيين شده دينى را چشم بسته قبول نمايند . اسلام نيز مانند دين يهود ، تفكر و برداشت ذهن انسان از خداوند را مسأله‌اى خصوصى و بسته نمىبيند . در حقيقت ، قرآن از تفكرات دينى كه صرفا عقلانى است پرهيز مىكند ، زيرا آنها را نوعى برداشت بشرى از نيازها و خواست‌هاى درونى خود مىبيند . اين نظام فكرى ، يعنى صرف بررسى عقلى واقعيت متعالى خداوند ، را فقط مىتوان ظنّ ناميد : البته همين روش مبتنى بر حدس و گمان ، باعث شد كه مسلمانان به مذاهب و فرق مختلف تقسيم گردند . 21 اسلام و يهود ، به عوض توصيه به يك سلسله قوانين و موضوعات كليشه‌اى ، سعى دارند ذهنيت‌گرائى و تفكر را در انسان‌ها تقويت نمايند ، آن هم نه به روش‌هاى پيچيده ، بلكه بسيار ساده و آسان . بنابراين ، در نظر قرآن ، مسلمان تنها كسى نيست كه فقط به يك سلسله مقررات از پيش تعيين شده پاىبند باشد ، مانند آنچه در اعتقادنامه‌هاى مختلف يا اركان سى و نه‌گانه آمده است . مسلمان به دنبال درك مستقيم و قلبى از يك واقعيت الهى است كه با دلى لرزان بدان تسليم شده و با نماز و زكات آن را نمودار مىسازد : جز اين نيست كه مؤمنان كسانىاند كه چون ياد خدا افتند ، دلشان ترسان گردد و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان بيفزايد و بر پروردگارشان توكل كنند ، آنان